دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸۸ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ توسط MADI نظرات ()
تگ ها:

امام باقر (ع ) فرمود: یکى از شاهان بنى اسرائیل اعلام کرد: ((شهرى مى سازم که هیچگونه عیبى نداشته باشد و هیچکس نتواند در آن عیبى بیابد)) (فرمان داد معمارها و بنّاها و کارگرها مشغول شدند و آن شهر با آخرین سیستم و با تمام امکانات ساخته شد) پس از آنکه ساختن شهر به پایان رسید، مردم از آن شهر دیدن کردند و همه آنها به اتفاق نظر گفتند شهرى بى نظیر و بى عیب است .
در این میان مردى نزد شاه آمد و گفت : ((اگر به من امان بدهى ، و تاءمین جانى داشته باشم ، عیب این شهر را به تو مى گویم )).
شاه گفت : به تو امان دادم .
آن مرد گفت :
((لها عیبان : احدهما انّک تهلک عنها، والثّانى و انّها تخرب من بعدک .))
((این شهر دو عیب دارد: 1. صاحبش مى میرد 2. این شهر سرانجام بعد از تو خراب مى شود)).
شاه فکرى کرد و گفت : چه عیبى بالاتر از این دو عیب ، سپس به آن مرد گفت : به نظر تو چه کنم ؟
آن مرد گفت : شهرى بساز که باقى بماند و ویران نشود، و تو نیز در آن همیشه جوان باشى ، و پیرى به سراغت نیاید (و آن شهر بهشت است ).
شاه جریان را به همسرش گفت ، همسرش فکرى کرد و گفت : در میان همه افراد کشور، تنها همین مرد، راست گفته است .

جمعه ۱٤ فروردین ،۱۳۸۸ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ توسط حمید نقاشیان نظرات ()
تگ ها: اموزشی

ابوبصیر گفت در خدمت حضرت امام محمد باقر علیه السلام بمسجد رفتم جمعیت بسیارى مى آمدند و میرفتند حضرت فرمود از مردم بپرس آیا محمد باقر را مى بیند یا نه ؟ بهر کس میرسیدم از او مى پرسیدم که ابوجعفر را دیدى میگفت نه با اینکه آنحضرت در محل سؤ ال من ایستاده بود تا آنکه ابوهرون مکفوف (نابینا) آمد حضرت فرمود از او بپرس گفتم امام محمد باقر را دیدى گفت آرى ایشان همینجا ایستاده اند گفتم تو از کجا فهمیدى گفت چگونه ندانم در صورتیکه آنجناب نوریست درخشان و آفتابیست تابان .

دوشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸۸ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط حمید نقاشیان نظرات ()
تگ ها: خواندنی

سلام .

خوشحالم که حمید عزیز من رو به همکاری دعوت کرده .

امیدوارم تو محبوبتر شدن این وبلاگ میون بیننده ها نقش به سزایی داشته باشم . البته کنار صاحب خونه نیشخند

یکشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸۸ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ توسط MADI نظرات ()
تگ ها:

.با زنها، زیبا صحبت کنید 
(( فداروهن على کل حال و احسنوا لهن المقال لعلهن یحسن الفعال ))
امیرالمؤ منین علیه السلام در ضمن بیاناتى که راجع به صفات ناپسند (برخى ) بانوان همانند خودپسندى و تکبر، ناشکرى و بى صبرى و مانند اینها ایراد نمود و توصیه فرمود که مراقب زنها باشید تا به هلاکت نیفتند و سرپرستى خانواده را به آنها نسپارید فرمود:
با زنها در هر حالى مدارا کنید (سخنان تند و زشت بر زبان نیاورید) شاید (در اثر این رفتار نیکویى شما) آنها کارهاى خود را درست کنند


ادامه مطلب
جمعه ٧ فروردین ،۱۳۸۸ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ توسط حمید نقاشیان نظرات ()

آغاز پیدایش دانش پزشکى  

در اینکه دانش پزشکى کجا و چگونه آغاز شده ، میان مورخان گفتگوست . برخى برآنند که ساحران و جادوگران (یمن ) و بعضى گویند ساحران و مغان (ایرانى)، علم پزشکى را پایه ریزى کرده اند. عده اى دیگر براین باورند که نخستین پایه گذاران دانش پزشکى(مصریان ) بوده اند. پاره اى دیگر (هندیان ) یا (یونانیان باستان ) و یا ((کلدانیان )) را بانیان دانش پزشکى پنداشته اند.


ادامه مطلب
جمعه ٧ فروردین ،۱۳۸۸ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط حمید نقاشیان نظرات ()
تگ ها: مقاله و پزشکی

من اکنون به ملتهاى شریف ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه مى کنم که از این راه مستقیم الهى که نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر کافر وابسته است بلکه به صراطى که خداوند به آنها نصیب فرموده است محکم و استوار و متعهد و پایدار پاى بند بوده و لحظه اى از شکر این نعمت غفلت نکرده و دستهاى ناپاک عمّال ابرقدرتها چه عمّال خارجى و چه عمّال داخلى بدتر از خارجى تزلزلى در نیت پاک و اراده آهنین آنان رخنه نکند و....


ادامه مطلب
جمعه ٧ فروردین ،۱۳۸۸ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ توسط حمید نقاشیان نظرات ()
تگ ها: امام خمینی

1.نوبت را رعایت کنید! 

 

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله در حال استراحت بود، فرزندشان امام حسن علیه السلام آب خواست ، حضرت نیز قدرى شیر دوشید و کاسه شیر را به دست وى داد، در این حال ، حسین علیه السلام از جاى خود بلند شد تا شیر را بگیرد، اما رسول خدا صلى الله علیه و آله شیر را به حسن علیه السلام داد.
حضرت فاطمه علیهاالسلام که این منظره را تماشا مى کرد عرض کرد:
-
یا رسول الله ! گویا حسن را بیشتر دوست دارى ؟
پاسخ دادند:
-
چنین نیست ، علت دفاع من از حسن علیه السلام حق تقدم اوست ، زیرا زودتر آب خواسته بود. باید نوبت را مراعات نمود.


ادامه مطلب
جمعه ٧ فروردین ،۱۳۸۸ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ توسط حمید نقاشیان نظرات ()